سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
309
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
در غير عاقل به كار مىرود در حالى كه « الّذين » فقط براى عقلاء مىباشد پس برروش و سنن جموع متمكّنه و معربه نيست تا معرب گردد . ناگفته نماند لفظ « الّذى » با اينكه مفرد است گاهى به معناى جمع مىآيد مانند آنچه در آيه ( 17 ) از سوره بقره آمده : كمثل الّذى استوقد نارا چه آنكه الّذى به معناى « الّذين » است . سپس مصنّف گويد : بعضى از اهل لسان « الّذين » را در حال رفعى با « واو » آوردهاند مانند آنچه در بيتى كه به ابو حرب جاهلى منسوب است آمده : نحن اللّذون صبّحوا صباحا * يوم النّخيل غارة ملحاحا يعنى ما سواران كسانى هستيم كه در وقت صباح در روز نخيل براى غارت كردن آمديم و برآن اصرار و پافشارى نموديم . شاهد در « اللّذون » است كه چون خبر « نحن » است در موضع رفع بوده از اينرو شاعر آن را با « واو » استعمال كرده است . قوله : للعاقل و غيره : يعنى غير عاقل . قوله : و ندر مجيئها لجمع المؤنّث : ضمير در « مجيئها » به اولى راجع است . قوله : و اجتمع الامران : يعنى عاقل و غير عاقل . قوله : و فى قوله كغيره « جمع » : ضمير در « قوله » و « كغيره » به مصنّف راجع است . قوله : و هو بالياء مطلقا : ضمير « هو » به الّذين راجع است . قوله : و لم يعرب فى هذه الحالة : مقصود حالت جمع است . قوله : لانّ الّذين كما سبق الخ : علّت است براى « لم يعرب » . قوله : و الّذى عامّ له و بغيره : ضمائر مجرورى در « له » و « لغيره » به عقلاء عود مىكنند . قوله : فلم يجريا على سنن الجموع المتمكّنه : ضمير در « لم يجريا » به الّذى و الّذين عود مىكند .